خرید بک لینک

درباره سایت

#شعرکار

امکانات وب

طبق معمول ماهین با پرتاب متکا به سمتم من رو به لذت مورد نظرم رسوند ..جیغ زدم و با همون متکا افتادم به جونش که اونم یه متکا برداشت و دوتایی با متکا می کوبوندیم تو سر هم و جیغ می زدیم و می خندیدیم و فوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان قربانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 2:31

دلم گرفته ناجور

گلوم هم که نابود

چشمام خشکه خشکه

گلوم پر بغضه

تیغ روی دستم

من خیلی خستم

دلم تنگه چشماته

سرنوشت اینطور خواسته؟

کاش بشکنه این بغض

خلاص بشم با قرص

میشه که برگردی

خستم خیلی خیلی

دلم تو رو می خواد

آغوش بی ریات

نگاه زیبات

چه خوبه باشم بات

کاش برگردیم به قدیم

خنده هامون بی دریغ

بغضی نبود انگاری

دنیامون بود بهاری

در. انتظار خندت

دوباره می کنم مست

برچسب: نویسنده: آرمان قربانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 2:31

دلم گرفت ای هم نفسپرم شکست تو این قفستو این غمار. تو این سکوتچه بی صدا. نفس نفساز این نامهربونی هادارم از غصه می میرمرفیق روز تنهایی.یه روز دستاتو می گیرمتو این شب گریه می تونیپناه هق هقم باشیتو ای همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان قربانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 2:31

صفحه بندی